"I believe that the reader will discover here the essential nature of one of the strangest and most awful chapters in human history," Arthur Miller wrote of his classic play about the witch-hunts and trials in seventeenth-century Salem, Massachusetts. Based on historical people and real events, Miller's drama is a searing portrait of a community engulfed by hysteria. In the rigid theocracy of Salem, rumors that women are practicing witchcraft galvanize the town's most basic fears and suspicions; and when a young girl accuses Elizabeth Proctor of being a witch, self-righteous church leaders and townspeople insist that Elizabeth be brought to trial. The ruthlessness of the prosecutors and the eagerness of neighbor to testify against neighbor brilliantly illuminates the destructive power of socially sanctioned violence.
Written in 1953, The Crucible is a mirror Miller uses to reflect the anti-communist hysteria inspired by Senator Joseph McCarthy's "witch-hunts" in the United States. Within the text itself, Miller contemplates the parallels, writing, "Political opposition... is given an inhumane overlay, which then justifies the abrogation of all normally applied customs of civilized behavior. A political policy is equated with moral right, and opposition to it with diabolical malevolence."
Works of American playwright Arthur Asher Miller include Death of a Salesman (1949), for which he won a Pulitzer Prize, and The Crucible (1953).
This essayist, a prominent figure in literature and cinema for over 61 years, composed a wide variety, such as celebrated A View from the Bridge and All My Sons, still studied and performed worldwide. Miller often in the public eye most famously refused to give evidence to the un-American activities committee of the House of Representatives, received award for drama, and married Marilyn Monroe. People at the time considered the greatest Miller.
تصور کنید که یک زن خانه دار کشاورز معمولی با اعتقادات مذهبی متوسط هستید که دارید کار و زندگی همیشگی تون رو انجام میدید، هرشب دعا تون رو میخونید، بچه هاتون رو بزرگ میکنید، گاوهاتون رو می دوشید، نان و سوپ خرگوش برای شام میپزید، اما یکهوو یکشب چند مرد میریزن توی خونه تون، به دست و پاتون زنجیر میزنن، میندازن تون پشت گاری و میبرن زندان تا به جرم جادوگری محاکمه تون کنن. چرا؟ چون یک دختر هفده ساله حسود و انتقام جو، با همدستی چندتا دختر تقریبا همسن و سال خودش، شما و چندین زن و مرد رو به جادوگری متهم کردن و کلیسا و قاضی خرافاتی هم حرفهای اونها رو باور میکنن. این ماجرا در نهایت به اعدام و قتل هجده نفر زن و دو مرد و زندانی شدن بیشتر از دویست نفر منجر میشه و یکی از وحشتناک ترین و خونبارترین جادوگر کشی های تاریخ رو رقم میزنه. این خلاصه ظاهری نمایشنامه «ساحره سوزان» از آرتور میلر هستش که از یک اتفاق تاریخی عجیب با همین مضمون الهام گرفته. جریان محاکماتی که در سال ۱۶۹۲ شهر سالم در ماساچوست آمریکا رو به یکی از مراکز بزرگ و مشهور قتل و توطئه در تاریخ تبدیل کرد به طوری که الان بازمانده این شهر و مقبره قربانیان اون تبدیل به موزه و مرکز توریستی شده. آرتور میلر با نوشتن این نمایشنامه به طور نمادین به جنبش مککارتیسم انتقاد کرد، جریانی از توطئه و فشار در دهه ۱۹۵۰ میلادی که بسیاری از آمریکایی ها و بخصوص هنرمندان را بخاطر ارتباط با حزب کمونیست مورد محاکمه قرار داد و با تحت فشار قرار دادن اونها، افراد رو مجبور کرد برعلیه دوستان و همکاران خودشون شهادت بدن. اما فارغ از این جنبه نمادین سیاسی، میلر با استفاده از مفاهیمی مثل تعصب مذهبی، جنون قدرت، سواستفاده از قدرتی که مذهب به افراد میده، هیستری جمعی، تظاهر و ریاکاری ووو این نمایشنامه رو برای تمام اعصار و تمام مردم جهان نوشته. ..... به شدت پیشنهاد میکنم ...... همخوانی با سعید ...... ریویوو صوتی و فایل کتاب موجود است @reviewwithDream
نمایشنامه معروف میلر که زخم زبانی به جنبش مککارتیسم و آدم فروشیهای آن دوره بود، با اکثر نمایشنامههایش تفاوت عمده دارد. نوع داستانگویی، توضیحات و دغدغهی نویسنده با آن درامهای خانوادگی نیمه سیاسی او فاصله دارد و این دفعه به سراغ داستانی با بن مایه واقعیت و آدمکشیهای متعصبانه رفته است. داستان زیادهخواهی و شهوت رانی دخترکی خودخواه که جمعی را بالای دار میکشد و خودش را فاحشه میکند. البته این را شاید بتوان هسته ماجرا دانست ولی پوستهی ماجرا که اتفاقا به گونهای تمامی نمایشنامه به آن اختصاص دارد شرح چرایی و چگونگی مهدورالدم شدن عدهای از اهالی شهر سیلم ماساچوست در میانه قرن هفدهم است. بنظرم متفاوتترین اثر آرتور میلر و یکی از خواندنیترین نمایشنامههای مدرن بود. البته با توجه مرور نظرات، بسیاری از آمریکاییها با من هم نظر نیستند.
ساحران سوزان از اون نمایشنامههاست که نقطهٔ قوتش واقعاً تو دیالوگهاست. خیلی از گفتوگوها دقیق، محکم و پرتنشه و میلر خوب بلد بوده احساسات مختلف آدمها از ترس گرفته تا لجبازی و درماندگی رو فقط با حرف زدن شخصیتها نشون بده. نکتهٔ مثبت دیگهٔ کتاب اینه که خیلی خوب فضای ترس جمعی و اون احساس «یه چیزی اینجا داره از کنترل خارج میشه» رو میسازه. همین حسه که کتاب رو جلو میبره و باعث میشه موضوعش هنوز هم بعد سالها قابل لمس و قابل ارتباط باشه.
اما در کنارش، یه سری جاها انگار عجله داره. ریتم سریع باعث میشه بعضی دیالوگها از عمقی که میتونستن داشته باشن رد بشن و چندتا از شخصیتها هم کمی سطحی و تکبعدی به نظر بیان. مخصوصاً وسطهای کار، که انگار تمرکز بیشتر روی بالا بردن هیجان بوده تا پرداختِ دقیقترِ آدمها.
با این حال، فضای خفقان و بیاعتمادیای که میلر میسازه قوی و قابل لمسه، و همین باعث میشه نمایشنامه ارزش خوندن داشته باشه. حتی اگه همیشه هم یکدست و پخته نباشه.
توضیح کوتاه دربارهٔ واقعهٔ واقعیِ پشت نمایشنامه
داستان نمایشنامه از محاکمههای جادوگریِ سیلم الهام گرفته؛ یه اتفاق واقعی در قرن ۱۷ در ماساچوست. اون زمان یه سری اتهامهای عجیب دربارهٔ جادوگری تو یک شهر کوچیک پخش شد و مردم مثل دومینو، یکییکی افتادن تو ترس و شک. نتیجهاش هم دادگاههای پر از هیجان، ترس، شهادتهای عجیب و تصمیمهای عجولانه بود. میلر تو این داستان نشون میده وقتی جامعه وارد فاز «هراس جمعی» میشه، عقل و عدالت خیلی راحت به حاشیه میرن.
کتاب ساحران سوزان یک نمایشنامهی قدرتمند و تاثیرگذار است که وقایع دادگاههای جادوگری شهر «سالم» در قرن هفدهم را به تصویر میکشد. میلر با زبانی نمادین و استعاری، نقدی تند به فضای تهمت، ترس، تعصب و هیستری جمعی وارد میکند. این اثر، فراتر از یک روایت تاریخی، بازتابی از فضای مککارتیسم در آمریکا و سرکوب آزادیهای فردی در برابر وحشت سیاسی است.
این کتاب نمایشگر قدرت مخرب شایعه و تهمت و بررسی پیچیدگیهای اخلاق، ایمان، حقیقت و شرافت و شخصیتپردازی عمیق بهویژه درباره جان پروکتور و کشمکشهای درونیاش است
«وجدان، صدای آرام حقیقت است؛ اما در هیاهوی جمع، اغلب خاموش میشود.»
"مخالف سیاسی را لفافی غیر انسانی میپوشانند که نسخ و لغو تمام رسوم و سنن تعامل متمدنانهی رایج را توجیه میکند. خط مشی سیاسی با امر درست اخلاقی یکی شمرده میشود و مخالفت با آن سوء نیتی شیطانی تلقی میگردد."
این نمایشنامه عالی بود. در قرن ۲۰ نوشته شد و دلش میخواست به جامعه ی ضد زن نقد بکنه و تاحدودی انجامش داد و الان در قرن ۲۱ بهش میشه ایرادهای جدید وارد کرد که در حمایت یا به دلیل جامعه ی ضد زن نوشته شده و این خودش میتونه به معنی این باشه که کتاب تونسته قدمی برای جلو رفتن ادبیات (و شاید بشریت) برداره. از پیشرفت تفکر بشریت لذت بردم و توصیه میکنم اگر این کتاب رو خوندید بعدش برید نقدشم بخونید.
گرچه میلر هدفش از بیان این واقعه انتقاد مستقیم به حکومت دینی نبوده اما حداقل برای منی که در چنین نظامی بزرگ شدم این کتاب بسیار قابل درک بوده . یکی از نکات مثبت کتاب که احساس کردم زیاد کسی نگفته این بوده که شخصیتهارو تک بعدی توصیف نکرده ، تمام شخصیتها به نوعی گناهی برگردن داشتن اما اونچه باعث تفاوت اونها میشد نوع محاکمهاشون بود . افرادی گناه میکردن اما چون این گناها در یک چارچوب مشخصی بوده به راحتی تبرئه میشدن و یکسریها با گناههای کمتر و یا حتی بی هیچ گناهی به راحتی اعدام شدن . نه تنها خوندنش رو پیشنهاد میدم بلکه به نظرم واجبه !
چهار ستاره دادنم در واقع بخاطر اشکال مشخصی تو کتاب نبوده بیشتر شاید بخاطر این بوده که هنوز مطمئن نیستم که آیا بینقص بوده یا نه .
نمایشنامه دیگ جادوگری از آرتور میلر یکی از شاهکارهای نمایشنامه بود که خوانده ام. میلر این داستان را در دهه 60 و در واکنش به ماجراهای مک کارتیسم نوشته است. داستان نمایشنامه روایت کننده دادگاههای جادوگران در سال 1692 در شهر سالم ماساچوست آمریکاست. این ماجرا به خودی خود ماجرای خیلی عجیب غریبی است که من نمیدانستمش. در آن سال چندین نفر در دادگاههای آن شهر به جرم واهی جادوگری محکوم به اعدام و اعدام شدند. عبارت شکار جادوگر (witch hunt) در ادبیات سیاسی که به از بین بردن رقیب سیاسی با اتهامات واهی ریشه در رشته اتفاقاتی داشت که ماجرای سالم یکی از معروفترین آنهاست.
و آیا به واقع تاریخ همواره تکرار نمیشود ؟ دیوانگان , جادوگران , فقیران , گرسنگان محکوم به مرگند . گاهی در دادگاه های نسل کشی مدرن و گاه در دادگاه های حکومت های قرون وسطی و همیشه تنها یک چیز باقی میماند . فاجعه و تنها فاجعه . نمایشنامه ای در باب سیستم های محاکمه حکومت های مذهبی . 4 دختر در مجلس احضار روح دیده میشنوند . پس از لو رفتن این اتفاق , از ترس بیهوش میشوند و این بیهوشی سرآغاز اعدام 100 ها نفر است . یکی از باید خواند های نمایشی .
نمایشنامهی مستحکمیه به طور کلی و موضوع جالبی رو هم روش دست گذاشته. میلر نویسندهی زبردستیه و موقعیتها رو هم خوب کنار هم قرار داده. ولی، افاضات استاد که کاملا یه نمایشنامه نامربوطه و توصیف شخصیتها بیرون نمایشنامه!!!! واقعا عجیبه دیگه 😂 با مقدار خوبی کار روی نمایشنامه میشه یه اجرای مناسب در آورد ازش. به هر حال جنونی که در حکومتهای دینی اتفاق میوفته رو خوب به تصویر کشیده. بدون ارتباطش با مککارتیسم هم نمایش خوبی ازش ساخته میشه.
This entire review has been hidden because of spoilers.
چیزی که پس از خواندن با من ماند، بیشتر کیفیت حضور در جهان کتاب بود تا یک اتفاق منفرد. با توجه به عنوان «ساحره سوزان»، همین فضا به نظرم انتخاب درستی بود. نه شعار میدهد و نه زیادی احساسات میفروشد؛ برای همین اثرش طبیعیتر از آب درآمده. از بین نوشتههای Arthur Miller، «ساحره سوزان» برای من بیشتر با فضای خودش جواب داد تا با نتیجهگیریهای آماده.
درونمایه کتاب ساحره با رویکردی تأملبرانگیز و پرداختی ظریف، به شکلی اثرگذار ارائه شده است. انسجام ساختاری اثر در سراسر متن حفظ شده و از پراکندگی مفهومی جلوگیری میکند. این اثر برای مخاطبانی که به ادبیات جدی علاقهمندند، انتخابی شایسته محسوب میشود.
اگر بخواهم خیلی خودمانی بگویم، «ساحره سوزان» بلد بود کِی حرف بزند و کِی ساکت بماند. از خود عنوان «ساحره سوزان» نمیشود با اطمینان دربارهٔ همهٔ جزئیاتش حرف زد، اما لحن و فضای اثر برایم از خط اصلی ماجرا مهمتر شد.
خواندن این کتاب تجربهای دلنشین بود، کتاب دید تازهای به مخاطب میدهد، محتوای کتاب الهامبخش و تأثیرگذار است، ساختار کلی کتاب منسجم و حرفهای است، لحن کتاب صمیمی و گیراست.
کتاب ساحره سوزان روایت روان و خوشخوانی دارد و بهراحتی خواننده را همراه میکند. محتوا قابلتأمل است و ذهن خواننده را درگیر میکند. این کتاب میتواند انتخاب خوبی برای علاقهمندان مطالعه باشد.
کتاب ساحره نمونهای قابلتوجه از یک روایت منسجم و خوشپرداخت است. ریتم پیشروی داستان متعادل است و خواننده را بدون خستگی همراه میکند. خواندن این کتاب تجربهای رضایتبخش و قابلتوصیه است.
بیش از حادثههای آشکار، لحن و فضای کتاب بود که در ذهنم ماند. در پایان «ساحره سوزان» حس کردم اثر بهاندازهٔ کافی گفته و باقی را به سکوت و تأمل سپرده است.
با همهٔ انتخابهای «ساحره سوزان» موافق نبودم، اما همین مخالفت هم خواندنش را زندهتر کرد. از روی عنوان «ساحره سوزان» نمیشود دربارهٔ همهٔ جزئیاتش مطمئن بود، اما لحن و فضای اثر شخصیت خودش را دارد.
از «ساحره سوزان» انتظار چنین حسی را نداشتم و همین غافلگیری برایم جذاب بود. از روی عنوان «ساحره سوزان» نمیشود دربارهٔ همهٔ جزئیاتش مطمئن بود، اما لحن و فضای اثر شخصیت خودش را دارد.
عنوان «ساحره سوزان» با حالوهوای کتاب جور است و اثر بدون ادعای اضافه مسیر خودش را میرود. راستش با «ساحره سوزان» خیلی زود راه افتادم و حتی جاهای آرامش هم برایم کشدار نبود.
عنوان «ساحره سوزان» با حالوهوای کتاب جور است و اثر بدون ادعای اضافه مسیر خودش را میرود. راستش با «ساحره سوزان» خیلی زود راه افتادم و حتی جاهای آرامش هم برایم کشدار نبود.