كنسرت مفتی، كنسرت پولی

یک مثل قدیمی هست كه می گوید هیچ گرانی‌ای بی‌حکمت نیست و هیچ ارزانی‌ای بی‌علت نیست. اگر تا دیروز ـ یعنی صد سال پیش ـ این مثل صددرصد درست بود، حالا با پیدا شدن موارد خلاف، ظاهراً باید چشم ها را شست و جور دیگر باید دید. هنوز، جماعت ایرانی این‌گونه می‌اندیشند که هر چیز گرانتر، یحتمل بهتر  ...

اینك یک سالن بزرگ دو هزار نفری با بلیت های هفت هزار تومانی و موسیقی اصطلاحاً پاپ را در نظر بگیرید که مشتریانش از سر و کول هم بالا می روند، بعد یک سالن کوچک 500 نفری را با موسیقی محلی بوشهر و بدون بلیت ورودی. بلیت اولی را به هر کس پیشکش کنی، در هوا می‌قاپد و دومی را التماس هم بکنی، التفاتی بدان نمی شود. البته این وضعیت نه ثابت می کند که آن موسیقی پاپ ارزشمند است و نه اثبات می کند که موسیقی بوشهر بی‌ارزش. فقط همان ذهنیت گذشته كه می گوید آنچه مفت است شاید علتی دارد و آنچه گران است، حکماً خیلی با ارزش است. کسی که به دید و شنید اولی برود، با احتساب بلیت کنسرت، کرایه ماشین و تنقلات مصرفی! باید ده هزار تومانی هزینه کند و در مقابل، کنسرت دومی نه‌ تنها پولی برای تهیه بلیت لازم ندارد، هزینه رفت و برگشتش به سبب مرکزیت شهر، خیلی ارزان تمام می شود و از آن گذشته حداقل چای و شیرینی هم به حضار می دهند. با این حال مشتری اولی بیشتر است.

حال برگردیم به خود موسیقی و آنچه در این دو مجلس بزرگ و کوچک جریان دارد. اولی مجهز به کیبورد، طبل های ریز و درشت یا درامز ـ که به غلط جاز می نامند ـ چندین گیتار و ویولون و بالاخره چند نفر خواننده است اما ملودیها بسیار ساده و دم دستی ـ نوعاً رونوشتی از کار همکاران ـ  هارمونی ساده با تقلید از الگوهای غربی، نوع سازآرایی و ارکستراسیون برداشتی از گروههای پاپ غربی، ریتم های ساده و کلیشه‌ای و صداهای مصنوعی خوانندگان است که در لابلای ارکستر پر زرق و برق، خود را پنهان کرده‌اند مبادا که تیزگوشی پی به ضعفشان ببرد. از وجود سکوت، نوانس (ضعیف و قوی نواختن)، تغییر تمپو (تند و کند کردن) و ... هم خبری نیست. افزون بر این‌ که آنچه می شنوی یا ماژور است یا مینور!؟
دومی گروهی مختصر است متشکل از نی‌انبان، تنبک، تمپو، دمام، تامبورین و خواننده‌ای که همه اعضای ارکستر در مواقع لزوم با همخوانی، صدای او را همراهی می کنند. در این‌جا جوان‌های بوشهری نشان می دهند که بدون استفاده از ابزار پر زرق و برق چگونه میتوان موسیقی نواخت و تولید هیجان کرد. سؤال و جواب تکخوان و گروه به اضافه دوصدائی آوازها و پلی ریتمیک (چندریتمی) و دست زدن ها نیز غوغا می کند. وقتی ساز به دست می گیرند، تازه هنر بداهه‌نوازی در نغمه و ریتم خود را نشان می دهد. در اغلب لحظات، موسیقی شان از تکصدائی به دوصدائی و به ندرت به سه‌صدائی متمایل می شود. هارمونی غرب نخوانده‌اند ولی با این حال، متوجه می شوی که چه هارمونی زیبائی از خود ساخته‌اند. خواننده از ته دل می خواند و نیازی هم ندارد چیزی را پنهان کند، صاف و روان همچون موج های سواحل جنوب. موسیقی آن ها تمام مؤلفه‌های یک کار هنری و پرهیجان را یکجا به همراه دارد، ایجاد ضدضرب، سکوت های معنی دار بین جملات، نوانس های زیبا، ناله‌ها و مالش های بموقع، مقطع‌نوازی یا استاكاتو،‌ ترکیبات پیچیده ریتمی و ...

با در نظر گفتن تمام آنچه گفته شد، باز هم مشتری اولی بیشتر است؛ شاید چون اسمش کنسرت موسیقی پاپ است! با بلیت های هفت هزار تومانی،‌ اما دومی مشتری ندارد، شاید چون اسمش کنسرت نیست. ضمن این‌که پولی هم برای شنیدن آن پرداخت نمی شود. نام این برنامه در جرگه عشاق ویژه شعر و موسیقی استان بوشهر و مفت است و بدتر از آن، پذیرائی هم دارد! به حساب همان مثل قدیمی كه می گوید ...

 

این مطلب ۶ دی ۱۳۸۲ خورشیدی (27 دسامبر 2003 میلادی) در هفته نامه مهر چاپ شد

 

مطالب مرتبط:

موسیقی زنده به یاد بندر ویران

چینی ها همراه ما فارسی می خواندند (گفت و گو با محسن شریفیان)

 گروه لیان و افتخاری برای موسیقی ایران

نگاهی به موسیقی تركیه

The music of Boushehr and the Greek

این مرد موسیقی می داند