هم عروسی، هم کربلاخوانی
موسیقی در سفر
هم عروسی، هم کربلاخوانی
روز سوم فروردین 1390 خورشیدی وقتی در شهر سمرقند بودم، به دوست تاجیکیام دکتر دلشاد رحیماُف ایمیل زدم که به آسیای میانه آمدهام و چند روز دیگر با گذز از خاک ازبکستان، قزاقستان و قرقیزستان وارد تاجیکستان خواهم شد. وی فوری در پاسخ ایمیلم گفت هم از این خبر خوشحال است و هم غمگین. خوشحال از سفر من به تاجیکستان و غمگین از این که همزمان با سفر من، وی در آمریکا بود و تا سه ماه آینده امکان بازگشت نداشت. در نتیجه دیدار دوباره دست نداد اما دلشاد برای این که من در شهر دوشنبه خیلی سردرگم نباشم، تلفن دوست صمیمیاش کرامتالله رحیماُف را داد تا با وی در کنسرواتوار دوشنبه واقع در زیباترین خیابان این شهر به نام رودکی دیداری داشته باشم. کرامتالله رحیماُف استاد موسیقی ششمقام تاجیکستان، با توجه به ایمیل دلشاد رحیماُف منتظرم بود و مرا به گرمی پذیرفت.
طبقه اول کنسرواتوار به موسیقی خلق تاجیکستان اختصاص داشت. در این بخش انواع سازهای آسیای میانه و موسیقیهای موسوم به ششمقام و موسیقی فلک تدریس میشد. کرامتالله رحیماُف آن روز خیلی درگیر بود و میبایست بیرون برود و باز گردد اما برای این که من تنها نباشم، راهنمایی کرد به اتاق یکی از اساتید دوستداشتنی موسیقی تاجیکستان آقای عمر تیموراُف بروم. هنرمندی که دوتار تاجیکی و کمانچه را به نیکویی مینواخت. در نخستین نگاه نوع برخورد وی با خلق و خوی ایرانیان امروزی خیلی تناسبی نداشت. ماها معمولاً در برخورد با یک فرد بیگانه به ویژه اگر از کشور دیگری باشد، کمی احتیاط میکنیم و تا ایجاد جو صمیمیت، زمان نسبتاً زیادی لازم است اما عمر تیمور از جنس ما نبود و همان سلام و علیک نخستین، به سان پسرخاله با من دوست شد و گرم گرفت. به همان لطافتی که ساز میزد، سخن میگفت و هیچ نشانی از حرکتهای مصنوعی در رفتار و گفتارش دیده نمیشد. من شخصاً محضر زندهیاد علیاصغر بهاری را هیچگاه درک نکردم ولی با تعاریفی که از شاگردانش شنیدم، برخی ویژگیهایش در وجود این هنرمند تاجیکی بروز داشت. علیرغم تبحرش در نوازندگی و تسلطش بر موسیقی تاجیکستان، هیچ دَک و پُزی نداشت.
از موسیقی تاجیکستان سخنها داشت. این که پنج گونه در این سرزمین رواج دارد. نخست موسیقی هنریشان با عنوان شش مقام که اجرایش کار هر کسی نیست. دیگری موسیقی فَلَک Falak، بسیار شبیه به شش مقام ولی با ماهیتی متفاوت و شکلی سادهتر که تودههای زیادی با آن ارتباط برقرار میکنند. بیشترین جلوهگاه این نوع موسیقی مجالس عروسی و شادمانی است. نوع دیگرش موسیقی خلق نام داشت و تقریباً با موسیقی بومی و محلی ما، برابری میکرد. گونه چهارم موسیقی ملی نام داشت و آن طور که وی اشاره میکرد همارز پاپ ما میشد. تاجیکها از آن جا که نوع پاپیولار موسیقی با تودههای بزرگ سر و کار دارد، عنوان ملی بر آن نهادهاند. موسیقی غربی تقریباً با همان شکلی که در جهان سوم و از جمله کشور ما شناخته میشود، پنجمین گونه موسیقی شناخته شده در تاجیکستان است. حتی میتوان گفت این جنس موسیقی نسبت به نمونه مشابهاش در ایران کمی قویتر مینمود. زیرا پایه آموزشی آن بر اساس الگوی کنسرواتوارهای مسکو بود.
از درآمدش پرسیدم. گفت ماهانه 600 سامانی برابر با 135 دلار یا تقریباً 160 هزار تومان ایران. گفتم این پول کمی است، آیا زندگیتان میگذرد؟ گفت نه ولی در عوض ماهانه دو تا چهار توی میرویم و تقریباً در هر کدام 300 دلار میدهند. واژه توی به ترکی یعنی عروسی که وارد زبان تاجیکها شده و آنها نیک پذیرفتهاند به گونهای که با واژه عروسی به معنی مراسم جشن پیوند دو انسان بیگانهاند و اگر بگوییم جشن عروسی، درست متوجه نخواهند شد. برایم جالب بود که یک استاد تمام عیار موسیقی هنری تاجیکستان ماهی چند شب را به همراه هنرمندان دیگر در مجالس عروسی میگذراند. تصور این موضوع برای یک موسیقیدان هنری ایران حتی اگر در شاخه پاپ فعالیت کند، تقریباً غیر ممکن است اما قواعد حاکم بر آسیای میانه، بسیار متفاوت از کشور ماست. در همین اندیشه بودم که او ضمن سخنهایش عبارت کربلاخوانی را گفت. کنجکاو شدم و او قدری با کمانچه نواخت و کربلاخوانی کرد. برای من که خیلی تازگی داشت. در ایران فقط با نی دیده بودم برای امام حسین(ع) بنوازند و بخوانند. میگفت هر سال این برنامه را در ماه محرم داریم.
ویژگیهای عمر تیمور مرا یاد هنرمندان موسیقی ترکیه انداخت که نه مانند شجریان و علیزاده سنتیکارند، نه مانند مرتضی احمدی عامیانهخوان و نه مانند سعید حدادیان مداح. بلکه وی همه این کارکترها را یک جا در وجودش جمع کرده است. او کرسی استادی در کنسرواتوار دوشنبه را دارد، با گروههای موسیقی در فستیوالهای هنری و کنسرتهای مختلف همراه میشود. در عین حال صحنهگردان توی (عروسی) است و سالی یک بار هم کربلاخوانی میکند. تاجیکها سنی مذهباند ولی هر سال در ماه محرم به احترام امام حسین(ع) برنامههای عزاداری همراه با موسیقی دارند.
این نوشته در مجله گزارش موسیقی شماره مهر ۱۳۹۰ چاپ شده است
مطالب مرتبط: